تبليغاتX
خودمانی تر JavaScript Codes

خودمانی تر

                 

دنبال مطلبی می گشتم به صفحه ی زیر رسیدم که هیچ ربطی به اون چیزی که می خواستم نداشت.

از مطلبش خوشم اومد. گاهی وقتا این جور اتفاق های تصادفی باعث می شه ، آدم خیلی خیلی بیشتر فکر کنه و تحت تاثیر قرار بگیره ... .

ماه شعبان ه هست و چند روزی بیشتر به ماه رمضان نمانده . مطلب زیر ، کم ارتباط با این ایام نیست. البته مطلب جدیدی نیست ولی تکرار باعث یادآوری و از سایر جنبه ها متوجه شدن می شه.

گاهی وقتا یادم می ره خیلی چیزا گناه داره .گاهی وقتا می دونم گناه داره ولی انجامش می دم . گاهی وقتا نمی دونم این کار من گناه داره ، واسه همین انجامش می دم ...

نیازی به اثبات گناهکاری نیست. فرد بی گناه هم از این کار بهره می بره ... .


این هم مطلب :

"توبه در زبان عربی به معنی بازگشت است و در اصطلاحات اسلامی به معنی بازگشت به سوی خدا.
فرد گناهکار با هر گناهی که مرتکب می‌شود، خود را از خداوند دورتر می‌کند و تنها به وسیله‌ی توبه است که می‌تواند به سوی خداوند بازگردد.
خداوند متعال که نسبت به تمام بندگانش مهربان است، در ِ توبه را به روی هیچ کس نبسته است و همواره پذیرای انسان‌هایی است که قصد بازگشت به سویش را دارند.
بنابراین، انسان‌ها کافی است تصمیم بگیرند و همت کنند تا خود را از گرداب هلاکت‌بخش گناه و نافرمانی پروردگار برهانند.

توبه صرفا بیان کلماتی که بیانگر پشیمانی و اظهار ندامت باشند نیست. این کلمات، مرحله ابتدایی و نمادی از حقیقت توبه هستند. روح توبه و حقیقت آن، عمل و اقدام جدی برای بازگشت به سوی خداست. اگر کسی بخواهد به طور جدی توبه کند، باید شرایط ضروری و لازم آن را مراعات کند، و الا راه به جایی نخواهد برد.

آیات و روایات زیادی در زمینه توبه حقیقی و راستین وجود دارد که به عنوان نمونه، به یک مورد اشاره می‌شود:
شخصی در پیشگاه امیرالمؤمنین علی علیه السلام گفت:«استغفرالله.» (از خداوند طلب آمرزش می کنم)
امام با شنیدن این جمله خشمگین شد و به او فرمود:« مادرت به سوگت بنشیند. آیا می‌فهمی که استغفار چیست؟ استغفار، مقام بلندمرتبگان است. این جمله‌ای که گفتی چند کلمه است، اما استغفار حقیقی شش معنی و مرحله دارد:
نخست پشیمانی از گذشته؛ دوم تصمیم بر ترک همیشگی گناه در آینده؛ سوم اینکه حقوقی را که از مردم ضایع کرده ای به آنها باز گردانی، به طوری که هنگام ملاقات پرورگار، حقی بر تو نباشد؛ چهارم این که هر واجبی را که ترک کرده‌ای به جای آوری (قضا کنی)؛ پنجم آنکه گوشت‌هایی که بر اثر اعمال حرام بر بدنت رشد کرده، با اندوه بر گناه، آب کنی تا چیزی از آن باقی نماند و گوشت تازه به جای آن بروید؛ و ششم آنکه به همان اندازه که شیرینی معصیت و گناه را چشیدی، سختی و زحمت طاعت را نیز بچشی.
پس از انجام همه این مراحل است که باید بگویی استغفرالله »

منابع:
نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 417.
"


در ضمن التماس دعا

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 2:43  توسط محمد  | 

                     

دی دلی دی دلی دلی دلی دلا 

دی دلی دللله لی دلی دلللی لی دللای لای 

گوگل روبه رویت باز شده است و منتظر است  هر چه را که اراده کنی ، برایت پیدا کند . کرسر آن چشمک می زند . هر چه را بخواهی . امپراطوری از آن توست ، هر چه را که امر کنی ، هر چه را فقط بنویسی. تو بانفوذترین امپراطور جهانی  !!


یاهههههه یاه یاه یاه یاههههههه یاه یاههههههههه

قد برافراز که از سرو کنی آزادم !! یا ها ها هاهاهاها


به کرسر گوگل نگاه می کنی ، ذهنت را می ریزی به هم . خیلی چیز ها هست که باید بری و دنبالش بگردی و بخونی و مشکلت رو حل کنی ، کلی مطلب که باید از تو اینترنت پیدا شه و بره تو مخت ! خیلی چیزها که حالا حوصله اش را نداری !


دست بگذار از این میکده ی سربه سری ،
پای بگذار به اون راهی که فقط فکر کنی بهتری !
!


دیروز همین ساعت چه شوقی داشتم برای امروز این ساعت ، ولی حالا اصلا ! خیلی حال گیری است . این مدت خیلی حال گیری زیاد بود . این قدر این حال گیری ها زیاد بود که دیگر بی خیالی و گذشتن و ندیدن و نشنیدن فایده نداشت ...


ببین دیازپام ده خورانده اند خلق را !


نمی دانم ، دی وی دی فروشی ها هم دیگر کنار خیابان نیستند تا برای تفریح هم که شده بایستی و به فروشنده بگی یه فیلم بی صحنه بده ، اون هم کلی بگرده و کیف و شلوارش رو و هر جاییش رو که بگی بگرده تا یه انیمیشن بذاره جلوت و بگه :"اینا صحنه نداره ، با خانواده ببین  ، خیالت راحت !" و ببینی مردمی که می آیند و می گویند صحنه دار بده ، و مردمی که می آیند و هیجان می خواهند ، شهرداری هم حسابی حال این دی وی دی فروش ها را گرفته است انگار ! پس خود آدم چه می شود ؟ نفسش چه می شود ؟ چیزی را که می بیند چه می شود ؟ درد می شود و درد می شود و سیاهی !


بی تو اینجا دل می رسه به ناکجا

تکیه گاهم باش ، تو ای خدا ، ای خدا ، ای یییی خدا ، ای خدا !


5سال حبس برای محسن که فاملیش نامجو است . یک حال گیری دیگر ! تو که داری کیمیاگرش را گوش می دی و از صدایش و ترجمه ی حجازی لذت می بری . اکران خاک آشنا عقب افتاده ، یک حال گیری دیگر ! جبرخطی ، استادش ... یک حال گیری اساسی !! کنسل شدن برنامه ی سفر بخاطر امتحان  ، حال گیری دیگر . ترکیدن هواپیماها و استرس و حال گیری !!فوت یکی از عزیزان و اندوهی عمیق .... آزادی نزدیک به مطلق جامعه هم که شروع کننده ی همه ی این حال گیری ها بود ... ببین دیازپام ده خورانده اند خلق را ... !!


خزان شدی و سست زرد از کران تا کران 

دلت چه شد ؟ دلت چه شد ؟ به باد رفت !

تمام ایده ها و آروز به باد رفت !


هر چه بود تمام شد . این نوشته ها پایان تمام حال گیری هاست !

هر چه بود تمام شد ! چرا که هنوز هم معتقدم ، که  خیلی خیلی خیلی خیلی چیز های بهتری در دنیا هست که بخاطرش نباید ناراحت شد و دپ زد . حال برای گوگل می نویسم :


شاید که آینده از آن ما !!




+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 23:27  توسط محمد  |