تبليغاتX
خودمانی تر JavaScript Codes

خودمانی تر

بار دوم این فیلم را در سینما جوان تماشا کردم . توصیه می کنم اگر می خواهید این فیلم را بفهمید این سینما را برای دیدن این فیلم انتخاب نکنید . زیرا صدای ضعیف این سینما باعث می شود نتوانید خیلی از دیالوگ های فیلم را بفهمید ... .

این بار چون از موضوع فیلم آگاهی داشتم با دقتی بسیار بالا فیلم را تماشا کردم ... به نظر من این فیلم مثل یک پازل چندین تکه هست که هر تکه در عین مستقل بودن به دیگری هم ربط داره ... داستان هایی که در این فیلم به سرعت از جلوی چشم بینندگان می گذرد به تنهایی می تواند دستمایه یک فیلم بلند ایرانی باشد مثلا دزدی ماشین در اول فیلم و بعد با نشان دادن بدبختی کسی که  ماشینش ربوده شده و  به دنبال ماشین گشتنش تا بالاخره پیدا کردن آن و ... نمونه های زیادی از این دست در این فیلم وجود دارد .

ارزش اشیا و صحبت ها و حرف ها و برخوردها در این فیلم کاملا نمایان است این که یک حرکت یا شی اگر در جای مناسب خود نباشد می تواند باعث ماجراهایی شود .

در پایان این فیلم انتظار داشتم مخاطبان چند دقیقه ای را دست بزنند ولی در هر دو سالن سینما این اتفاق نیفتاد ... وقتی علت رو از بعضی می پرسیدم تقریبا به یک جواب واحد رسیدم .و اون اینکه خب حالا چی ؟ و چقدر جامعه بد شده و دروغ  و دورویی زیاد شده ! بیشتر افراد انگار منتظر یک نوع پیام اخلاقی تابلو در آخر فیلم بودند . خیلی ها پایان فیلم رو نفهمیده بودند !!!!! و خیلی ها می گفتند خوب حالا که چی !

من که از فیلم خیلی لذت بردم ولی خیلی ها نتونستن با فیلم ارتباط برقرار کنند . به نظر من اگر داستان فیلم درباره ی حکمت و تقدیر بود خیلی بیشتر می تونست با حفظ همین فضا با مخاطب ارتباط برقرار کنه و تاثیر بیشتری بذاره . در همین فیلم هم ما نمونه هایی از تقدیر رو می بینیم ولی در جریان اصلی فیلم نیست و در لایه های درونی تر فیلم وجود داره . به عنوان مثال صحنه ای که خانم خانواده ی عبدالله زاده با بازی درخشان گوهر خیر اندیش بر بالای پشت بام می رود و باعث می شود که آنتن ماهواره خراب شود . او فقط به خاطر سهل انگاری آنتن ماهواره را خراب کرد و می بینیم این اتفاق بطور عجیبی باعث می شه که در آخر فیلم خانواده ی آقای عبدالله زاده تا مرز فروپاشی پیش بره . از این دست نمونه ها در این فیلم زیاد است . اتفاقاتی که سبب وقایع تاثیرگذار دیگری می شود تا دوباره به شخص برگردد ... .

بنده امیدوارم بتوانم برای بار سوم هم که شده به تماشای این فیلم بروم .

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم فروردین 1387ساعت 12:40  توسط محمد  | 

                      

امروز اولین روز سال ۱۳۸۷ به سینما آزادی رفتم . فیلم فوق العاده ی "دایره ی زنگی " ... .

                            

دایره ی زنگی به کارگردانی پریسا بخت آور و نویسندگی اصغر فرهادی و با بازی بازیگران مطرح سینما ی ایران یکی از بهترین ها در تاریخ سینمای ایران است .

از موضوع فیلم چیزی نمی نویسم . چرا که همین خلاصه فیلم هایی که در نشریات از این فیلم به چاپ رسید باعث شد فکر کنم با یک قصه ی تکراری با شوخی های زورکی طرف هستم ... درحالیکه داستان فیلم فراتر از سینمای ایران است ... .

 فقط توصیه می کنم به دیالوگ ابتدای فیلم که در ماشین درباره ی "دزدی" بین امین حیایی و نیلوفر خوش خلق رد و بدل می شود دقت کنید ... چیز بیشتری نمی گویم تا مزه ی تماشای یکی از بهترین های تاریخ سینمای ایران را یکجا درک کنید ... .

همچینین شخصیت های فیلم را به یاد داشته باشید ... به جز سه افسر انتظامی آخر فیلم  و چند شخصیت خیلی کوتاه دیگر   همه ی افرادی که جلوی دوربین ظاهر می شوند را به خاطر بسپارید .. یک جایی به آنها نیاز پیدا خواهید کرد !

      

نمی دونم چرا این فیلم در جامعه به عنوان یک فیلم کمدی مطرح شده است ... درحالیکه به نظر من این فیلم یک فیلم اجتماعی تلخ هست ... اینقدر تلخ که آدمی را به خنده وا می دارد ... شاید بتوان گفت یک نوع طنز سیاه ... .

بازی بازیگران همه درحد بسیار مطلوبی است و باران کوثری هم بازی فوق العاده ای رو به نمایش گذاشته ... مخصوصا در صحنه های آخری که سرش را به شیشه ی اتوبوس تکیه می دهد و نقس راحتی می کشد .... .

تیپ سازی فیلم بسیار دقیق و واقعی است و تیپ آدم ها تصنعی و یا با اغراق همراه نیست ... فیلم نامه ی بسیار قوی و دقیق که نمونه ی مشابه ایرانی آن وجود ندارد .

ولی این فیلم به خاطر بیان بعضی مسایل ، شاید برای خانواده ها که به امید دیدن یک فیلم کمدی به سالن می آیند مناسب نباشد ... به نظر من این فیلم برای افراد بالای ۱۲ سال مناسب تر است ... .

دلم می خواهد این فیلم را ۲ بار دیگر هم بروم ... هر روز که از اکران آن می گذرد احتمال توقیف آن بیشتر  خواهد شد ... افراد بیشتری فیلم را خواهند دید و نظرات متفاوتی خواهند داد ... امیدوارم این فیلم دچار بلایی که سر فیلم مارمولک آمده است نشود ... .

با اینکه این فیلم در جشنواره ی فیلم فجر فقط ۱ سانس و نیم اکران عمومی داشت با اصلاحیه هایی که خورد اجازه ی نمایش گرفته است ... ولی به نظر من تا دیر نشده بهتر است این فیلم را دید ...

شما یک فیلم کاملا   متفاوت خواهید دید ...  از آن لذت ببرید ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 18:31  توسط محمد  | 

فیلمی که باید دوبار دید... به همین سادگی !
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم بهمن 1386ساعت 21:30  توسط محمد  | 

کلی مطلب درباره ی " کنعان " نوشتم . ولی پاک شد ! حیف مطلب خوبی شده بود ! اگر حوصله کنم دوباره می نویسم !!!

فعلا همین را داشته باشید که  ترانه علیدوستی ترکونده بود ولی فیلم خیلی بد جمع  شد!

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم بهمن 1386ساعت 20:44  توسط محمد  | 

                                                 

کارگردان : میکاییل هافستروم . تهیه کننده : لورنزو دی بونا ونتورا . بازیگران : جان کوساک  . پل بیرچارد . مارگوت لایستر . والتر لوییس .
محصول آمریکا / ۲۰۰۷ / ۱۰۵ دقیقه رنگی  
بر اساس رمانی از استیون کینگ

 

سانس پنجم سینما فرهنگ 2  ( ساعت 9:30 الی 11:30 ) در تاریخ 1۳ / 11 / 86  فیلم "۱۴۰۸ ( چهارده صفر هشت )" را در بخش  سینمای معناگرا یا "درجستجوی حقیقت "  به نمایش گذاست .  به دعوت دوست عزیزم "مهدی مظلومی " به تماشای این فیلم رفتیم .

نویسنده ی داستان های ترسناکی برای ایده گرفتن به اماکن فتل های مرموز سر می زند . یکی از این مکان ها اتاق شماره ی ۱۴۰۸ هتل دلفین در شهر نیویرک است . با وارد شدن او به این اتاق ماجراهایی رخ می دهد .

فیلم محصول ۲۰۰۷ آمریکاست . جلوه های ویژه ی فیلم بسیار خیره کننده است . صحنه های غرق شدن در اتاق و یا خراب شدن ساختمان پست و سر در آوردن از آن اتاق لعنتی  و یا ... . ولی این ها باعث نمی شود که فیلم روند خوبی داشته باشد . فیلمی که دچار بحران هدف و موضوع شده است .آیا ما قرار است یک فیلم ترسناک ببنیم  ؟ یا می خواهیم همانطور که در آخر فیلم هم اشاره شد به موجودیت روح پی ببریم ؟ سوال های اساسی که در فیلم پاسخ داده نمی شود ... 

یکی دیگر از ضعف های فیلم استفاده از عناصر و المان های تکراری برای ترساندن مخاطب است . دیگر کسی از ترک برداشتن دیوار و یا شنیدن صدای اموات  و یا سقوط از پنجره نمی ترسد ... ولی همین موارد تکراری رو با دقت بالا و وسواس بسیار ساخته است ... . 

فیلم خسته کننده ای نیست . لحظه به لحظه ی فیلم پر از اضطراب و هیجان است . کمتر کسی سر این فیلم خمیازه  می کشد . از دیگر نکات مثبت فیلم هم  می توان به تدوین  و فیلم برداری  خوب  فیلم اشاره کرد ... .

یکی از دیالوگ های فیلم :"I was out ...I was out ... Pleas God " در صحنه های آخری خیلی به دل می چسبد ...  با این همه فیلم اصلا خوب تمام نمی شود ...  راه های بهتری برای اثبات روح وجود داشت که اینگونه با یک نوار ضبط شده و پخش آن تمام شود ... .

نمی دونم شاید در نسخه ای که پخش شد این طور به نظر می رسید که هتلدار نقش مهمی ندارد با اینکه اینقدر در فصل معارفه رویش تتکید شده است ...

به نظر می رسد پخش این فیلم در قسمت سینمای معناگرا کمی بی معنا  می زد !
قرار نیست تمام رمانهای استیون کینگ عالی باشند  . مسیر سبز و رهایی از شائوشنگ و نیمه ی پنهان  از دیگر آثار این نویسنده است .

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:28  توسط محمد  | 

 

                                                                                                  

کارگردان : تاکاشی کویزومی . فیلم نامه : تاکاشی کویوزومی براساس رمانی از یوکو اگاوا . مدیر فیلم برداری : هیرویوکی کیتازاوا  ماساهارو اوادا . موسیقی : تاکاشی کاکو . تدوین : هیدتو آگا . بازیگران: آکیرا ترائو (پروفسور) . اری فوکاتسو (کیوکو ) تاکاناری سایتو(روت – جوان) هیده تاکا یوشی یاکا (روت) روریکو آسائوکا(خواهر زن پروفسور) 
محصول 2006  ژاپن / 117 دقیقه

سانس پنجم سینما فرهنگ 2  ( ساعت 9:30 الی 11:30 ) در تاریخ 12 / 11 / 86  فیلم "پروفسور و معادله ی محبوبش" را در بخش  سینمای معناگرا یا "درجستجوی حقیقت "  به نمایش گذاست .  به دعوت دوست عزیزم "مهدی مظلومی " به تماشای این فیلم رفتیم .

                                                                                

فیلم درباره ی پروفسور ریاضیی است  که بر اثر سانحه ای حافظه ی خود را از دست داده بود و فقط می توانست 80 دقیقه از روز حافظه ی طولانی مدت داشته باشد . فیلم با وارد شدن کیوکو  پیش خدمت جدید خانه مراحل جدیدی را سپری می کند ... .

فیلم با ریاضیات  ارتباط تنگاتگی داشت . ولی ریاضیاتی که نیاز نداشت ریاضی بدانید . در این فیلم شما به راحتی با مفاهیم ریاضی  مانند اعداد اول . اعداد مرکب . عدد نپر . فرمول اویلر و... آشنا می شدبد ... اشتباه نکنید !  این فیلم یک فیلم آموزشی درس ریاضیات نیست . در این فیلم این مفاهیم برای بیان حقیقت زیبا و دست نیافتنی استفاده می شد ... نه از راه اثبات استنتاجی و عقلی بلکه کاملا برعکس از طریق  احساس یا  به قول پروفسور فیلم (اشاره به مغز)  قلب دانا  !!!

اولین جمله ای که از زبان پروفسور می شنویم در این صحنه است که پیش خدمت(کیوکو) وارد اتاق پروفسور می شود و پروفسور  که خیره به  پنجره نگاه می کرد وفتی خدمتکار می پرسد :"برای نهار چی میل دارید ؟ و..." پروفسور جواب می دهد :"چرا مزاحم عشق من به اعداد می شوی ... مگر نمی بینی که دارم تفکر می کنم ... "

کیوکو  و پروفسور هر دو عاشق اعداد هستند ولی از دو نوع مختلف ... فیلم پر از احساس و عاطفه است  بازی بازیگرها بسیار به دل می نشیند و طبیعی جلوه می کند . خوش بینی در بیشتر صحنه های فیلم موج می زند و تلنگرهای کوچکی  هم به دنبای مادی و مادیگرای عصر حاضر می زند اشارات  غیرمستقیمی که شاید زیاد به چشم نیایند ولی در فیلم زیاد وجود دارد . در هر صحنه ی فیلم  تمام  اجزا وظیفه ی مشخص دارند تا به هدف فیلم کمک کنند  از لیوان و سبزی گرفته تا رنگ آمیزی و قاب بندی .

فیلم بسیار دقیقی که هر جزء برای انتقال مفهومی به کار می رود . فیلمی با فیلم نامه ی بسیار بسیار قوی  و کارگردانی همه جانبه . فیلمی که برای همه  از کوچک وبزرگ از کم سواد و باسواد  حاوی مفهوم یکسانیست  ... .

به نقل از مجله ی فیلم شماره ی 374 :"چیزی که حقیقتا مرا متعجب می کند این است که چطور می توان چنین اصطلاح های پیچیده ای را به سادگی در قالبی کاملا روایی گنجاند و به خوبی از پس آن برآمد ..."

فیلمی زیبا و ساده با مفاهیمی بس عمیق و شگرف

امیدوارم این فیلم در تلویزیون پخش شود تا همه از آن لذت ببرند ...

 

همانطور که در تصویر زیر می بینید فرمول اویلر که مبنای این فیلم است بر روی تخته نوشته شده است . این صحنه از صحنه های پایانی فیلم است ... چه لذت غیرقابل توصیفی داشت تماشای این فیلم !

 

لذت تماشای این فیلم برای ریاضیدانان بسیار بسیار بیشتر خواهد بود ... توصیه می کنم حتما این قشر این فیلم را حتما ببینند ... .

 

  

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 14:18  توسط محمد  |