تبليغاتX
خودمانی تر - هلن کلر JavaScript Codes

خودمانی تر

           

باید هلن کلر بود تا حقیقت را فهمید

نه چشمی که چیزی را ببینی و بخواهی قضاوت کنی

نه گوشی که چیزی را بشنوی و بخواهی حکم صادر کنی

نه زبانی که بخواهی با آن کسی را اذیت کنی

باید هلن کلر بود تا حقیقت را فهمید

 

آینه ای نخواهی داشت که نشانت دهد چه هستی

هر چه هستی ، همان هستی که همیشه هستی و نه بازیگر و نه شیاد

خودت هستی ،

وقتی به خودت رجوع می کنی فقط و فقط خودت هستی در آینه ی خودت ،

خدا را می یابی در خودت ،

 چقدر سخت و طاقت فرسا خواهد بود یافتن خدا در شرایط هلن کلر

یا شاید

چقدر آسان و دلپذیر خواهد بود یافتنش در چیزی که دیگری در آن راه ندارد .

 

مثل جنین زندگی کردن در دنیای ما ، همانند هلن کلر

مثل زندگی کردن ما در دنیای بعد از مرگ با همان حواس دنیاییمان است ...

آیا می شود ؟!

 

 ( البته هلن کلر لال نبود ، ولی معمولا ناشنوایان ، کمتر صحبت می کنند .

منظور نگارنده در این نوشته شخص خاص هلن کلر نبود ، بلکه آوردن نام او به جهت تسهیل خوانندگان در مفهوم این نوشته است . چرا که گاهی مرا به ثقیل نویسی متهم می کنید . در واقع متن بالا مفهوم متن زیر است که می خواستم فقط همین دو خط پایین را بنویسم ، و بقیه اش را به خواننده واگذار کنم که چه می فهمد و با فهمیده ی خودش حال کند و خودش باشد در برابر آنچه خوانده است و به فهم خودش ببالد و همیشه ی خدا خودش باشد ، هر جا که می رود ، هرجا  حرف می زند ، خود خود خودش باشد تا در آینه فقط و فقط خودش را ببیند نه دیگری را ... این هم متن اصلی :

"فکر می کرد که بهترین بنده اش است با این حواس بچگانه ،
غافل از خسران زدگی ابدیش ،

اگر می اندیشید .... "

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 21:15  توسط محمد  |